سال 1340شمسي مرحوم برادرم سيد احمد رستگار در حالي كه فقط 5 بهار از عمرم سپري شده بود،الفاظ قرآن را در وجودم پروراند.به اين شيوه كه ازاول قرآن شروع به تلاوت مي كرد من هم تقليدي مي خواندم همين كه مي توانستم مثل گفته اش جواب دهم اكتفا مي كرد و مي گفت سيد اكبر تا اين جاي قرآن را بلد است و اين باعث مي شد شوقي در من ايجاد گردد كه در مرحله بعدي كلمات بيشتري از برادرم(استادم)ياد بگيرم تا روزي كه رسيديم به آيه شريفه ي صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ(بقره18) به محض اينكه جواب را كاملا پاسخ دادم صداي مرحومه ي مادرمان زد و گفت بايد يك كله ي قند به عنوان شيريني به من بدهي چرا كه مرسوم است هر معلمي شاگردش را تا اين آيه آموزش مي دهد.پس از يادگيري، والدين شاگرد كله ي قندي به استاد مي دهند.همانطوري كه خودم براي شيخ محمد حسين جد بزرگوارحاج سيد عباس بردم البته نمي دانم موفق به گرفتن قند از مادر شد يا نه چرا كه در آن سال ها قند از محبوبيت فوق العاده اي بر خوردار بود آن هم در رامشه كه از شهر دور بود.به هر حال با درخواست دريافت كله ي قند از مادر فراگيري قرآن را در آن سن و سال اين جانب به خانواده اعلام نمود.اين را هم عرض كنم زماني كه به مجالس روضه خواني مي رفتيم درعوض چايي به ما چند حبه ي قند مي دادند در ماه محرم و صفر خودم يك سفره قندي كه حدود يك كيلو مي شد جمع آوري كردم و تحويل مادرم دادم.خلاصه به جرات مي گويم پس از آن دوره ي كوتاه آموزش قرآن نزد برادرم ،ديگر هيچ فردي به عنوان استاد كلمه اي به من ياد نداد فقط در مدارس آن هم كه درآن زمان به موضوع قرآن توجه كاملي نمي شد.تنها هم نشيني با عده اي مثل مرحومان، برادر ديگرم سيد اسماعيل رستگارو استاداني چون سيد مهدي حسيني-حاج سيد عباس شيخ-حاج سيد عبدالله رجايي-شيخ حبيب امرالهي-حاج غلامحسين رجايي-حاجي عباسعلي-دايي حسين علي اميري-ميرزا ابراهيم حاتمي-اكبرآخوند-علي اميري-حاج بديع الله نوريان-شهيد محسن آژوي و استادان ارجمندي كه در قيد حياتنند حجه الاسلام و المسلمين محمدعلي جاودان- حجه الاسلام و المسلمين علي اكبر نوريان و ابوي بزرگوارشان ملا علي آقا-حاج حيدر حيدري-مشهدي عباس حيدري(مشهدي اكبر)حاج ابوالفضل رضاييان-سيد علي اكبر ميركاظم-شيخ نصرالله –سيد علي رجايي دوست-حاج عبدالله ياوري-حاج خسرو اميري-ملا محمد مباركه اي و شركت در جلسات هفتگي هيآت مخصوصا هيات متوسلين به قمربني هاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع)رامشه اي هاي مقيم مركز كه آن هم مؤسس وگرداننده اش مرحوم برادرم سيد اسماعيل رستگار بود موجب گرديد به آنچه از قرآن فرا گرفته بودم قانع نگردم و به روشي كه انشاالله در بخش وبلاگ توضيح مي دهم پرداختم.و اين سبب شد كه بعد از فوت برادر و استاد ارجمندم مرحوم سيد احمد رستگاردر صدد نشر و ترويج آموخته هايم برآيم. لذا با همكاري دوست بزرگوارم آقاي احمد نجفي از همكاران فرهنگي آموزش و پرورش وبلاگي به نام ماهيت زمان-موضوعات زمان درقرآن را در تيرماه سال1388شمسي راه اندازي و با توجه به مشكلاتي كه داشته ام با توفيقات الهي به همراه وبلاگ ديگري به نام موهبت تقديم علاقه مندان كتاب آسماني انجام وظيفه مي نمايم.در ضمن اعلام مي دارم اين جانب هيچ گونه بضاعتي از علوم قرآن را ندارم. فقط آثار پر بركتش موجب گرديده بود هم نشيني با نامبردگان نصيب اين حقير گردد و دوستان قرآني ديگري كه در خدمتشان هستم نيز از همين بركات مستدام مي باشد. سيد علي اكبر رستگار
دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامیمطالعات تقریبی مذاهب اسلامی (فروغ وحدت)2252-0678206220241221گروههای ظاهرگرا و پیامدهای تفسیر آنها از قرآن کریمگروههای ظاهرگرا و پیامدهای تفسیر آنها از قرآن کریم19068610.22034/mtmi.2024.419059.1704FAاسماعیلخیریدانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیلفرجبهزاد وکیل آبادعضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی اردبیلعلیرضاعبدالرحیمیعضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیلJournal Article20231017